خرید بک لینک
در گوش عشق بازان

چون وعده ی وصالیم

در چشم می پرستان

چون قطره ی شرابیم

( صائب تبریزی)

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 19:26

کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد

سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد

خوش آنکه از گل مسموم باغ دهر رمید

برفق گر نظری کرد جز به خار نکرد

پروین اعتصامی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 19:26

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل ح

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

ديگر به هيچ چيزِ تو مشتاق نيستم عكسِ تو هستم و به تو الصاق نيستم بالا نگه ندار مرا بيش ازين كه من ديوارهای سستِ تورا طاق نيستم محمد رفیعی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

با لب سُرخت مرا یاد خدا انداختی روزگارت خوش که از میخانه مسجد ساختی روی ماه خویش را در برکه میدیدی ولی سهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم بد نبود ای دوست گاهی هم

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

يک جفت چشم شرقی و موهای بندری يک آسمان ستاره پر از آدم و ... پری حوا کجاست ؟ رفته کنار درخت سيب تا اينکه باز پر کند از سيب روسری آنجا دوباره «حضرت گندم» نشسته است بايد که چشم بسته از آن خوشه

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

موی تو لشگری xadست برای ستمگریت پیداست موی مشکی xadات از زیر روسریت محصول قرن چندم هجریxad ست قامتت شاعر شده xadست رودکی از لهجهxad ی دریت می xadداد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لبxad هام در برابرِ انگورِ عس

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00


برف میبارید و من
مات و حیران بر سپیدیِ چمن
می شدم غـرقِ تـماشـای جهـان ِ خـویشتـن
بیگمان پوسیده خواهد گشت تن
روزگاری در کفن

*

برف می بارید و باز
غنچه می نالید از سوز ِ اَیـاز
موی اسپیدِ سرم می داد بوی مرگ را
نصف شب من در تقلّا و نیاز
یاسمن در خواب ناز

*

ناگهان آمد ندا
چونکه دادا زین قفس گردد رها
در بهاران پیکرش مانندِ گل خواهد سرود
این طبیعت را بـه فرمانِ خدا
سبزتر از هر صدا

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

به پاس بودنتهر روز پرنده ی مرده ای پرواز می کندقفسی می شکند و به تعداد میله های قفسنرگس می روید. در انبوه پرندگان مردهدیوانه ترینشان منم سینه ام از شوق آزادی سرخ است و طولانی ترین نامه تاریخ را به پ

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

به غمت که هرگز این غم ندهد به هیچ شادی

ز تو دارم این غم خوش ، به جهان از این چه خوشتر

تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی

هوشنگ ابتهاج

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

گاهی نمی شه دست از دوست داشتن یکی برداشت

حتی وقتی که ازش متنفری !

#پائولو _کوئیلو

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

در فصل بهار اگر بتی حورسرشت

یک ساغر مب بردهدم بر لب کشت

هرچند به نزد عامه باشد زشت

سگ به ز من است اگر کنم یاد بهشت

#خیام_ نیشابوری

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 19:00

با خواندن شعر مشهور سهراب به نام و پیامی در راه، آدمی به یاد نگرش سعدی شیرازی می افتد چرا که سعدی نگاه مصلح گرانه به جامعه دارد، می خواهد جامعه اش آباد و مرفه و سالم و صالح باشند؛ نگاه سهراب نیز بدین

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

محمد علی رضاپور :

فردا که ناگهان
چشمان بسته٬ باز و نظرباز می شوند
بر بال خاطرات٬ نبینیم بار شرم!
این هدیه نیست در خور چشمان آسمان.

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

در این دنیا تک و تنها شدم من گیاهی در دل صحرا شدم من چو مجنونی که از مردم گریزد شتابان در پی لیلا شدم من چه بی اثر می خندم چه ب

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

حرف هایی هست برای نگفتنو ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد♠.♠.♠.♠.♠چو کس با زبان دلم آشنا نیستچه بهتر که از شکوه خاموش باشمچو یاری مرا نیست همدرد، بهترکه از یاد یاران فراموش

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

کلمات
بعضى...
دیر به زبان مى آیند.
من یاد گرفته ام
چنین مواقعى با چشمهایم
سخن بگویم.

زندگى ... گاهى
چیزى غیر از خودِ زندگى ست.


((سید على صالحى))

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

حامد عسکری : بـذار گریـه رو پلـــکات دس بمالـــه بذار هــــق هــق رو شونت پا بکوبه میگن اشکی که واسـه عشـــق باشـه نــمک داره بـــرای زخــم خوبــــــه اگـــه یه روز دیدی یه حــس مرموز مثــــه بختـ

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:34

هنـــوز منتـظـرمو در خیـال، عـمر می سپرمهنوز مهرِ تو را من به جان خــریـدارمکجائی ای که از تو بیخبرم؟!شکسته پشت درم*اگر تو باز آییو مجـلسِ زلال آرایــــــیهمیشه بستـرِ نرمِ دلـم بـرای تـو بــادچه باشد

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

از جمالت نگفته ام چندان. شرمناک از خطایم ای بانو!چه کنم؟ جامعه پر از درد است. مرد دردآشنایم ای بانو! از تماشای شعر لبریزت، از نگاه تغزل انگیزتاز گذشت شکایت آمیزت، من پر از ماجرایم ای بانو! آن قدَرها ص

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

تا دسته دسته موی تو جوگندمی که شد
دیدم چه سرزمین پر از خیر و برکتیست
-
ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام
تو قهوه می خوری و من نمی برد خوابم
-
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
-
دکتر فرامرز عرب عامری

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

دلتنگی یعنی فکر کردن به پرواز به خندههای بیدلیلت در راه خانه نگاههای "مال خودمی"ات در جمع دلتنگی یعنی کش رفتن آدامس جویده ات و غوطهور شدن در طعم لب هات دلتنگی یعنی چشمهای تو امشب سرخ بود و چ

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

آن کس که شتاب دارد، عاشق نیست، تشنه یی ست که معشوق را چشمه ی آب شیرین تصور کرده است! وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد، رها می کند و می رود محبوب، چشمه ی آب شیرین نیست، هوای خنک دم صبح است... "نا

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــ به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز بسا شگفت که ظرفیت ِ بهارم بود منی که زیسته بودم مدام در پاییز چنان به دام عزیز تو بسته است دلم که خود نه پای گریزش بود

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

ترانه،' target='_blank' href='/posts/'>ترانه، خانه ندارد. بخوان ترانه سرا! بخوان ترانه ی این دخترِ بدونِ سراترانه، خانه ندارد. چه کار باید کرد؟ دلی شبانه ندارد. چه کار باید کرد؟ شبانه، جوجه ی ناآشنا به بال زدن چو آشیانه ندارد، چه کار با

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

مژگان عباسلو : چرا بــــــی قراری؟ چـرا درهمی؟ چـــــرا داغ داری؟ خــرابی؟ بَمی؟ مــــــگر ســــــــرنوشتِ منی اينقدر غم انگيـــز و پيچيــــــده و مُبـــهمی مَــرا دوست داری ولـــــی تا كجا؟ مَــرا تا

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:47

شعر ترانه / ای نوع بشرای نوع بشر تا کی به ابناء بشر سودی ندهی ای نخل بی بار ثمر مگرزفرداخبرنداری که جزبه سرشورشرنداری چرابه جزحرص وآزشهوت - به سرهوای دگرنداری ندانستی ای بی خرد در جهان قدر آدمیت که از خلقت آدمی در طبیعت چه بوده حکمت که غیر آزار بینوایان - در آفرینش گهر نداری بدان که جز جای پای خالی - در این گذر گه اثرنداری چه خونها که با دست تو ریخت

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 17:50

شهریار در اشعار دیگر شعرا :هوشنگ ابتهاج : ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتیکه رام من نشدی آخر ای غزال رمیدهخموش سایه که شعر تو را دگر نپسندمکه دوش گوش دلم شعر شهریار شنیدهنیما یوشیج : رازی است که آن نگار میداند چیسترنجی است که روزگار میداند چیستآنی که چو غنچه در گلو خونم از اوستمن دانم و شهریار میداند چیستبیژن ترقی : به شهریار بگو شهریار میآیدد

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 17:50

اي هجر تو وصل جاوداني                                     اندوه تو عيش و شادمانيدر عشق تو نيم ذره حسرت              &nbs

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1397 ساعت: 17:50

صفحه بندی